چالش سوال های چالشی

هیچ وقت از هیچ چالشی خوشم نیومد و در هیچ چالشی شرکت نکردم و فقط یه چالش بود که اونم نمیشد اسمشو

 چالش گذاشت وفقط بخاطر احترام شخصی که از من دعوت کرده بودم شرکت کردم 

چون همیشه چالش ها رو مسخره می دونستم و اونایی که تو این چالشها شرکت می کنن رو شبیه بز می دیدم

 (دور از جون شما که می خونید و شرکت کردید:دی ) 

بز ها عادت دارن وقتی یه بز از یه مسیری میره همه بدون فکر دنبالش راه میفتن ، با این حال بدون اینکه علاقه داشته

 باشم به این کار ، فقط بخاطر به یک دلیل شخصی در این چالش شرکت می کنم . 


چه زمانی بیشتر از همیشه خوشحال بوده‌اید؟

یادم نمیاد

بزرگ‌ترین ترس‌تان؟

هیچی اونقدر منو نمی ترسونه که باعث مرگم بشه . 

اولین خاطره‌ای که در ذهن‌تان هست؟

بغل مادرم بودم شیر میخوردم (اما کسی باور نمی کنه) 

کدام انسان در قید حیات را بیش از بقیه تحسین‌ می‌کنید و چرا؟

خیلی ها هستن ، نمی تونم از بینشون یه نفر رو انتخاب کنم. 

چه خصلتی در خودتان می‌بینید که به نظرتان تاسف‌آور است؟

نازپرورده بودن 

گران‌بهاترین مایملک‌تان؟

شیعه بودنم  

دوست دارید کجا زندگی کنید؟

یه کلبه کوچیک جنگلی تو دل جنگل های شمال

بزرگ‌ترین قدرتی که مایل بودید می‌داشتید؟

برگدونندن زمان به عقب...

چه چیزی افسرده‌تان می‌کند؟

اشتباهات گذشتم 

به خاطر چه چیز به والدین‌تان مدیون هستید؟

اسمم 

عطر مورد علاقه‌تان؟

یاس 

کلمه محبوب‌تان؟

......

کتاب مورد علاقه‌تان؟

من او 

بدترین چیزی که کسی به شما گفته؟

یه خبر بود ...

دوست داشتید بیشتر به چه کسانی می‌گفتید متاسفم و چرا؟

یه نفر بود اول اسمش س بود خودش می دونه چرا، اگه یه روزی اینجا رو خوندی که بعید 

می دونم بخونی ولی خیلی متاسفم امیدوارم حلالم کنی. 

گناه‌آلودترین لذت‌تان؟

سوال غلطه باید پرسیده میشد لذت آلوده ترین گناهتان

جواب:..............

عشق شبیه چیست؟

یه دروغ قشنگه کش دار 

شده به کسی بگویید «دوستت دارم» و دوستش نداشته باشید؟

خیر

بزرگ‌ترین ناامیدی‌تان؟

نرسیدن...

اگر می‌توانستید گذشته‌تان را اصلاح کنید، چه چیزی را تغییر می‌دادید؟

خیلی چیزها بود .

اگر می‌توانستید به زمان گذشته برگردید، به چه زمانی می‌رفتید؟

87 شایدم 77 

آخرین بار چه زمانی و چرا گریه کردید؟

3 ساعت پیش مجلس ختم عموی یکی از دوستام بودم . روضه حضرت ابالفضل رو می خوندن یهو 

این شعر یادم اومد: 

دیده بگشا که طبیب تو به بالین آمد

دیده بگشا که حسین با دل خونین آمد

دیده بر هم منه ای سرو به خون غلتیده 

تا نگویند حسین(ع)  داغ برادر دیده  

چطور آرام می‌شوید؟

معمولا با گذشت زمان 

چه چیز به‌خصوصی کیفیت زندگی‌تان را بهتر می‌کرد؟

به دست آوردن چیزایی که آرزوشون رو دارم 

از نظر خودتان، بزرگ‌ترین دستاوردتان چیست؟

به نظرم خودم هیچ !

شب‌ها چه چیزی بیدارتان نگه می‌دارد؟

فکرو خیال 

دوست دارید در مراسم خاکسپاری‌تان چه آهنگی نواخته شود؟

دوس ندارم آهنگ پخش بشه دوس دارم روضه بخونن. 

و مایلید چطور در ذهن دیگران باقی بمانید

بگن بزرگ بود

بهترین درسی که از زندگی آموختید؟

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد دلبند کسی باش که خواهان تو باشد...

همین حالا دوست داشتید کجا بودید؟

تو دل جنگل های ییلاقی شمال جایی که هیچ بشری رو تا مدت ها نبینم. 

یک جوک به ما بگویید.

یه روز یه کچله میره سلمونی همه بهش میخندن میگه چرا میخندین میگن اخه تو کچل اومدی سلمونی میگه اومدم آب بخورم :)))

۲۰:۴۰
Lady cyan ※※
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۰:۴۳
همش رو خوندم همش...
اون جوک آخر داغونم کرد...

پاسخ :

شما به بزرگی خودتون ببخشید :))
Lady cyan ※※
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۰:۴۴
باید بگم اصلا جوک خوبی نبود اصلا جوک نبود...

پاسخ :

به جواب  کامنت اول قبل مراجعه کنید :)
رادیو عاشقی
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۰:۴۹
موفق باشى/:

پاسخ :

قربان شما :))
(^_^)hafez (^_^)
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۰:۵۶
جالبه منم بزارم

پاسخ :

بذار من قول میدم بخونم :دی 
خانم جیم
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۰:۵۶
عطر یاس.. خوش سلیقه این :دی
جوکه.. فقط جوکه :|
:))))

پاسخ :

یاس ، نرگس 

نظرم عوض شد اصن نرگس بیشتر از یاس دوست دارم :دی 
خانم جیم
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۰۲
خوش این.. نرگس :))
حالا باز بگین از یه چیز دیگه خوشتون میاد :))))

پاسخ :

خط اول چی ؟ 
طرف اسمش نرگس نبوده ها :دی نرگس اسم گله :))) 
برامون حرف درنیارین :دی 
خخخخ
والا... 
خانم جیم
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۱۳
سلیقه ش جا مونده بود :|
متوجه شدم جناب.. من آدم شناس خوبیم :))
پس طرف اسمش چیز دیگه ست :دی :دی

پاسخ :

طرف که به معنی سمت و سو و جهته :دی 

سلیقه کی جا مونده ؟! 
بق بقو
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۱۷
بز :|

بغل مادرم بودم شیر میخوردم (اما کسی باور نمی کنه)
وااای خدا :))...خیلی جالب بود!

جوک :|شبیه داستان شده ، اینجا وبلاگ نباید عاشق شد که :|
البته بنده در وادی عشق و اینا سر رشته ندارم ...

پاسخ :

بزه ، بزه مگه بده ؟! :دی 

شما باور میکنید ؟ 

چرا همه گیر میدن به این جوکه :|
بعضی ها دور از جون احمقن دیگه اینطوری هم عاشق میشن (((: 

والا... 
zahra ans
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۲۵
بغل مادرم بودم شیر میخوردم (اما کسی باور نمی کنه)

+ خط خطی های یک شاعر تنها

_________________________
کسیو سراغ دارم دوران جنینیشو به یاد داره.ظاهرا توجیه علمی هم داره!
حالا اگر واقعا یادتون بیاد شیرخوارگیتون رو جای تعجب نیست!

پاسخ :

چه فایده که ملت باور نمی کنن ، انگار همین دیروز بود :)
بق بقو
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۲۶
من کلاً بره رو بیشتر دوست دارم :|

شکلک به دیوار نگاه کردن و سوت زدن :| ... اما نه ... ولی میشه که خاطرتون این باشه :)
آخه دیدتون نسبت به تعریف کردن جوک جالب بود به نظر من و همچنین مربوط به بچهای بلاگی آخر اینجا وبلاگستان است :))

اوهوم :دی

پاسخ :

بز یا بره چه فرقی میگنه مهم حرکت بز منشانه ما انسان هاست :)))

اگه به کامنت قبلی که خانم زهرا انس دادن توجه کنید حرف منو قبول می کنید . 

خب جک که همیشه نباید خنده محض باشه :دی  جک تلخ هم داریم :دی والا... 

والا...
مژگان
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۳۴
سلام...
جالب بود...
کاش سوالای جالبتری ت تو ذهن منم بود می پرسیدن البته من خیلی سوال میاد تو ذهنم ماشالله ادبیاتم خوبه خخخخخ...
ولی الان دلم سکوت خواست...

پاسخ :

سلام

:)))) 
خانم جیم
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۳۵
تو جواب گفتین خط اول چی؟! گفتم سلیقه ش جا مونده.. ینی منظورم این بود " خوش سلیقه این "
چه پیچیده شد :))))
سمت و سو و جهت :| :دی

پاسخ :

بعله لطف دارید خوش سلیقگی از خودمونه :دی 

طرف یعنی سمت و سو دیگه :)))
بق بقو
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۳۵
بله قانع شدم :)

پاسخ :

((((: 
مژگان
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۴۲
سلام...
من الان علاوه بر سکوت تو فکر س هم هستم... :/

پاسخ :

بهش فکر نکنید ذهنتون مشغول میشه :))
مژگان
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۴۵
سلام...
ذهنم کلا فکری شده... :/
مژگان
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۱:۴۵
سلام...
ذهنم کلا فکری شده... :/

پاسخ :

://
هلما ...
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۲:۲۲
خب من ک تا چهارونیم سالگی شیر خوردم باور میکنم :)

عجب جوکی .................. هیچ وقت از این بعد ب وبلاگ نگاه نکرده بودم ..

پاسخ :

تا چهار و نیم یکم زیاد نبوده :))))

از کدوم بعد :دی 
مهتاب
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۳:۲۵
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام
جوک اخر خیلی بی مزه بود
برای اون کسی ک متاسفین ******* نیس یحتملا
بره ها هم مث بزه ها هستن دیگه فرقی نمیکنه حرکاتشون :))

اینکه بغل مادرتون بودین ....من باور میکنم چون من دوسالگیم یادمه شما حتما دو سه سالی داشتین که حتما یادتونه :)))
و دیگر هیچ

پاسخ :

سلام 

می دونم  بی مزه بود :/دی همه جک ها خوشمزه نیستن :/

خوشحالم که باور می کنید :))
هلما ...
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۳:۳۱
راستش اینقدی عقلم میرسید ک دیگه نباید شیر بخورم آخه دختر عمو پسر عموم مسخرم میکردن ....

اینکه تو وب بشه عاشق شد بعدشم جوک درس بشه ... تاالان جوک خنده دار برا من ازدواج یکی از آشناهابود ک تو فیس بوک با ی دختر از یکی از روستاهای گرگان آشنا شد پاشد از تبریز رفت با دختره ازدواج کرد ...

پاسخ :

خخخخخخخخخخخخ

باز خوبه من شنیدم طرف مدرسه می رفته ولی باز شیر میخورده :)))

این ببینید:http://www.topnaz.com/american-girl/
هلما ...
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۳:۴۳
چ بی بی صفیه جالبی ..........
ممنون بابت لینک شاید بتونم تو فکرم بگذرونم و قبولش کنم خب عشقه ولی درکش سخته برام نمیدونم شایدم شدنیه :)) حس میکنم یکم هم مستلزم ریسکه ...

پاسخ :

خواهش می کنم . 

شما این ریسک رو نکنیدا :دی 
خخخخخخ
 
خواستم بگم همچین چیزایی هم هست:)
هلما
۰۸ مرداد ۹۵ , ۲۳:۴۹
چشم سعی میکنم ب توصیه اتون عمل کنم .... البته اگه ی مدت تو دنیای واقعی هم با هم معاشرت داشته باشن حله :)
ولی ی قانونی هس میگه از هر چی بدت بیاد سرت بیاد :))

شب خووش :)

پاسخ :

ممنونم :) 

شب ما نیز :)
آبان دخت ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۰:۲۸
همممم...خوندمش...

:: اون جوک آخر ...

بز :| بززز :| بززززززززز :| چرا آخه :/

پاسخ :

مثل اینکه خیلی خوشتون اومد از اون بزه :))))


shadi 98
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۰:۳۲
چه جالب من تالاتوی چالشی شرکت نکردم...درضمن اون گوسفنده ک تایکی ازیه مسیری میره بقیه گوسفندام دنبالش میرن بی هیچ تفکری:)

پاسخ :

خو می تونید الان شرکت کنید:دی 

مهم منش و مرا که بز و گوسفند در این مقوله مثل هم هستن :دی 
آبان دخت ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۱:۱۳
نه خیرم :/

پاسخ :

نخیر برای چی ؟
خانم جیم
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۱:۲۶
اتفاقا دل برای بستن است
#هویجوری :))

پاسخ :

بالاخره هرکس نظری داره دیگه :)
آبان دخت ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۱:۵۳
نخیرم از بز خوشم نیومده :))

پاسخ :

دل به دل راه داره ها:)))))
اَسی ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۱:۵۷
جکتون خیلی مسخره بود :/

پاسخ :

خیلی از واقعیت ها مسخره ان :) 
آبان دخت ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۱:۵۹
نخیرم :|

پاسخ :

شما مثل اینکه خروستون یه پا داره :)))
اَسی ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۲:۰۲
حدس میزدم واقعی باشه! چون به واقعیت نزدیکتر بود تا جک :|

پاسخ :

خب خیلی از جک ها واقعیت دارن دیگه :)
آبان دخت ...
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۲:۱۱
یس...مادرزادی ناقص به دنیا اومد خروسم :دی

پاسخ :

(((((: 
سعید
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۵:۵۰
چه چیزی افسرده‌تان می‌کند؟

ف.ظ

پاسخ :

این یارو افسرده نمی کنه یبوست میاره :)))
سعید
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۵:۵۲
اگر می‌توانستید گذشته‌تان را اصلاح کنید، چه چیزی را تغییر می‌دادید؟
به اون خراب شده نمی رفتیممممم

(اینو باهات اومدمم)
:)))

پاسخ :

بخاطر همون گفتم 87 دیگه :/
Lady cyan ※※
۰۹ مرداد ۹۵ , ۰۷:۴۱
هویجوری و...
حال بنده...

پاسخ :

حالت چطوره؟
من :)
۰۹ مرداد ۹۵ , ۱۱:۰۴
:)))))

پاسخ :

((:
مهتاب
۰۹ مرداد ۹۵ , ۱۲:۵۵
دیشب هر کاری کردم نشد نظر بذارم

اونوکه فهمیدم همون اوایل دلخوری پیش اومده ولی ما هیچ وقت نفهنیدیم چی شد بینتون شما که باهم خیلی دوست بودین :/

حالا چرا تنفر اخه؟؟

پاسخ :

بگذریم فقط اینو بگم اصن دیگه حتی دوست ندارم اسمش رو بشنونم یا حتی یادش بیفتم!
رواق
۰۹ مرداد ۹۵ , ۱۳:۲۳
بنده هم کلا فاصله دارم با بازی های مجازی، از جمله چالش ها...
اما حتی از سالهای قبل، این سوال و جواب ها رو دوست داشتم، و در مورد خودم از دیگران پرسیدم.
پاراگراف آخر و عمیقا درک میکنم، پاراگراف آخر...

پاسخ :

اول یه نکته بگم : خیلی خوشحال میشم وقتی یه غیر بلاگی برام کامنت میذاره این به این معنیه که 
اینقدر برای وبلاگم ارزش قائله که از یه محیط دیگه میاد اینجا رو میخونه . 

به قول مهران مدیری : هرکس که با دنیای کجازی ارتباط نداره خوشبخته . 

این چالش ها هم زیر مجموعه دنیای مجازیه !

خیلی ها با او جک احساس قرابت کردن :دی 
بهار خادمی
۱۷ مهر ۹۵ , ۱۶:۵۳
چه دید زیبایی به زندگی دارید!! باید بگم همین متن کافی بود تا ته وجودتو بفهمم:)) منم از چالش بدم میاد...عین بز...استغفرا...:))

پاسخ :

فقط الله علیم بذات الصدور ولاغیر !!!
فافا
۱۰ دی ۹۵ , ۲۲:۳۱
چه جالب منم اولین خاطرم شیرخوردنمه تودوسه ماهگی فک کنم ولی بقول شما کسی باورنمیکنه

پاسخ :

من دو سه ماهه نبودم یکساله و نیمه بودم حداقل :)
مانی
۲۳ آذر ۹۷ , ۲۳:۰۷
من می خوام در مسابقه شرکت کنم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan