عاشقت بودم ولی از بخت بد
قلب تو در جای دیگر گیر بود...
م.ح
تک بیت های طنزی که در خاطرتون هست رو مرقوم بفرمایید تو همین پست به اسم خودتون ثبت می کنم.
اولین تک بیت رو خودم می نویسم :
ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری
به جهنم بگذر کوچه محل گذر است...
سرتو بذار رو شونه هام خابت بگیره
جاخالى بدم بخورى زمین حالت بگیره
هر کس به تو بد کرد نیاور تو به رویش
در فرصت مطلوب درآور پدرش را !
روزی زسر سنگ عقابی به هوا خواست
هنوز وخ نساده سیگاری هما خواست,,,
شنیده ام که تو هم از تبار ساداتی
چگونه نذر تو باشم امام زاده ی من ؟!
؟
وقتی ما دهه شصتی ها نسل سوخته باشیم حتما بچه های ما هم نسل پدر سوخته میشن دیگه (((:
والا...
امیرمؤمنان على(علیه السلام) :
«اَلْعِلْمُ (فى) الصّـِغَرِکَالنَّقْشِ فى الْحَجَرِ
رادیو داشت سرود های انقلابی پخش می کرد یادم افتاد کلاس اول که بودم داداشم اینا یه سرود برا مدرسشون میخوندن تا حفظ بشن من هم از دهن اونا شنیده بودم و درست مثل ضبط صوت حفظ کرده بودم رادیو که داشت سرود پخش می کرد یاد اون سرود افتادم و دوباره زمزمه اش کرد دیدم بعد از ۱۹ سال هنوز کاملا یادم بود خیلی خوشحال شدم و از طرفی افسوس خوردم ، از اینکه از اون حافظه فوق العاده خیلی کم استفاده کردم و دیگه اینکه اون حافظه فوق العاده رو ندارم حافظه دوران کودکی مصادق بارز اون حدیث بالاست.
این اون سروده که بچگی حفظ کردم:
ای مردم از بند رسته
طاغوت را در هم شکسته
مردان رزم و آتش و خون
اینک به پیروزی نشسته
بهارتان بی زوال
خجسته باد استقلال
به همت دریا دل امامی
سپیده سرزد از کوه و شامی
به کامان یاران آزادی
نصیب دشمن ناکامی
شادی مبارک شادی مبارک
میلاد آزادی مبارک
این باغ سبز و جاودان باد
از دست زاغان در امان باد
تا جلوه زیبا گل نرگس
گل های بهمن بی خزان باد
ای مردم آزاده و آزاد
جمهوری اسلامی ایران
مبارک باد مبارک باد مبارک باد...
نشسته بودم کنار بابام رو راحتی سه نفره داشتم براش گوشیش رو سرویس می کردم دست انداخته بودم
پشتش یه دفعه از کنار به نیم رخش نگاه کردم دیدم چقدر دوستش دارم گفتم بابا لپتو بیار جلو
گفت برا چی ؟ گفتم میخوام بوست کنم صورتشو آورد جلو لب هام گذاشتم رو صورتش و لذت بخش ترین
بوسه ی عمرم رو کردم ، انگار تموم دنیا تو اون لحظه مال من بود اینقدر این صحنه عزیز بود برام که بی توصیفه...
خدا می دونه تو دل بابام چی گذشت خیلی حسش رو بروز نداد ولی فهمیدم خیلی کیف کرده و من از اینکه
اینقدر خوشحالش کرده بودم بد جور مست شده بودم مردها خیلی غرور دارن و ابراز علاقه های اینطوری براشون
خیلی سخته اما اون روز خیلی ساده غرورم رو شکستم و یه حال خوبی پیدا کردم.
با تو می گردد جهانم زهرمار
می روم از دست تو تا قندهار
عاشق یک خال هندو می شوم
دختری چشم بادمی از قوم تار
م.ح
۷بهمن ۹۴
خودزنی دلایل زیادی می تونه داشته باشه دلایلی مثل : تمارض و شانه خالی کردن از یک کار ، جلب توجه کردن و
فرافکنی و هیاهو ایجاد کردن ، ایثار و فداکاری در راه یه هدف و...
از این چند موردی که گفتم به نظرم کثیف ترین نوعش همین خودزنی به خاطر هیاهو و جلب توجه کردنه اونم
به وسیله رد کردن خط قرمزها ،بی احترامی به عقاید و افکار دیگران و در آخر زدن زیر آب اعتقاداتی که برای
خیلی ها مقدس است .
مدت ها قبل به صاحب این وبلاگ تذکر داده بودم و چند بار هم پست انتقادی در مورد نوشته هاشون نوشتم
اما متاسفانه ایشون دست از قلم هتاکشون بر نداشتن تا فیلتر شدن و ...
مطمئنا الان دارن با خودشون فکر می کنن که چقدر سیستم بسته و ضد آزادی بیانی داریم که من رو فیلتر
کردن ...من که حرفی نزدم من فقط با نوشته هام زیر آب یه سری اعتقادات مثل : قصاص ، حجاب ، برابر نبودن
ارث مرد و زن و در کل اون چیزایی که از دین اسلام خوشم نمیومد رو زدم :دی
آخه این دلیل قانع کننده ای برای فیلتر کردنه تو رو خدا ؟! پس آزادی بیان چی میشه ؟!
از سانسور و فیلتر شدن کسی خوشحال نمیشم بالعکس ناراحت میشم ، ناراحت میشم از اینکه یه ژورنالیست
خوش قلم که نوشته هاش بارها در فضای مجازی اصطلاحا شیر میشه اینقدر در بی احترامی به تفکر دیگران
افراط می کنه که مجبور به سانسورش میشن !!!