مانده ام حافظ تو را در چندمین دفتر سرود
مانده ام سعدی تو را در چندمین باب آفرید
نجمه زارع
وب یکی از دوستانو می خوندم دیدم در مورد کف بینی و فال و علوم غریبه نوشته بنابراین تصمیم گرفتم
خرده اطلاعاتی که دارم رو با شما درمیون بذارم :
اول از همه :
علم کف بینی و فال این صوبتا واقعیت داره منتها 99 درصد مردم بلد نیستن و دریوری تحویل میدن
از همان سنین نوجوانی علاقه عجیبی به تزکیه نفس داشتم و شروع به تهذیب نفس و خودسازی و تقویت اراده نمودم و در قبرستان متروکه شهر تبریز که یکی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران به شمار میرود و رعب و وحشت عجیبی بعد از استیلای شب به خود میگیرد، قبری حفر نموده و در آن شب را تا صبح به ذکر حضرت باری می پرداختم چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان کمک کرده و زندگی آنها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم، سعی و تلاش بسیاری مینمودم تا معمای لاینحل کیمیا به دست من حل گردد، لذا قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجهای نرسیدم، اما چون این کوشش من همراه با توسلات شدید بود، یک روز ناگهان هاتف غیبی به من ندا در داد:
جعفر؛ کیمیا، محبت ما اهل بیت عصمت و طهارت است، اگر کیمیای واقعی می خواهی بسم الله این راه و این شما .
با شنیدن آن ندای غیبی هدف و مسیر زندگیم بکلی دگرگون شده و بر آن شدم تا به جای تسخیر جن و انس و ملک و اکتساب کیمیا به دنبال حقیقت همیشه جاوید و پاینده، یعنی محبت و دوستی ائمه اطهار (علیهمالسلام) بروم.
*عنوان:مصرع یک تک بیتی از خودم .
از روی حسین ع تا نقاب افکندند
در عالم عشق انقلاب افکندند
تبریک به طوفان زدگان غم و درد
کشتی نجات را به آب افکندند
+فندک داری آقا؟
-آتیش هست داداش .
-سیگارشو داد باش سیگار روشن کنه.
+دستت درست (این تیکه اش رو خودم اضافه کردم جای تشکر نفر اولی از نفر دومی)
راوی ( که خودم باشم) : و این یعنی همزیستی مسالمت آمیز ما انسان ها :)
ماه من امشب نیا بالای آبادی ما
خوش ندارم چشم هر نامحرمی روشن شود -__-
والا...