هویجوری 80

 بگذار بدانند٬خوشم می آید

از بوسه و لبخند خوشم می آید

تصمیم گرفته ام لبت را بخورم

من بچه ام از قند خوشم می آید

 

جلیل صفر بیگی

۲۲:۴۹

شهری زیر آب

و باز بعضی وقت ها آرزو می کنم که ای کاش یک شهر مخفی زیر دریا وجود داشت که هر وقت از دست زمین و 

مردمش خسته شدم یه چند وقتی به اونجا مهاجرت می کردم و دور از هیاهوی این دنیا زندگی می کردم ...


۱۶:۱۸

نظرسنجی

در این که مردم آمریکا، مردم با فرهنگی هستن شکی نیست ولی از این تعجب می کنم که چرا 59 درصد 

از همین مردم با فرهنگ با بمباران هسته ای ایران ،حتی در صورتی که  2 میلیون نفر کشته بشن موافقن 

 اینجا  رو ببینید. 

۲۲:۱۳

خط خطی ها یک ساله شد...

چند روز پیش که داشتم با یکی ازدوستانم تلفنی حرف میزدم بهش گفتم

 که این آوارگان سوری رو خوب می فهمم 

چون یه بار بلاگفا آواره ام کرده...

دوران اوج وبلاگ نویسی من در بلاگفا بود .

خیلی نوشته های خوبی داشتم خیلی مخاطبین زیاد و صمیمیی داشتم 

ولی متاسفانه زیر ساخت آبکی بلاگفا تحمل طوفان رو نداشت و

 خونه ی من و هزاران نفر دیگه  رو نابود 

و باعث شد تا برای همیشه مهاجرت کنیم . 

امروز اینجا یکساله شد یکسالی که خیلی خیلی زود گذشت.  



ای کاش زودتر اومده بودم بلاگ!!!!!!

۱۴:۳۴

هویجوری79

گر علیخانی بدانست حال من را بعد تو 

سوژه ی ماه عسل در کل سی شب می شدم.


امید صباغ نو 


+ با اندکی تغییر

۱۲:۲۴

رویای پادشاهی

مثلا بعضی وقت ها فکر می کنم چه خوب میشد یه شاهزاده بودم که تو یه قلعه باشکوه زندگی میکرد 

در عین حال تنها فرزند ذکور پادشاه هم می بودم و وارث تاج و تخت پادشاه :دی

روزها از قلعه میومدم بیرون می رفتم دَدَر شب ها برمی گشتم به امورات شخصی و کارهای مملکت 

رسیدگی می کردم . 

بعد چون هیچ خانواده ای در حد خانواده پادشاهی ما نبود، دختر پادشاه کشور همسایه رو می گرفتم که هم

روابط سیاسی رو با کشور همسایه محکم کرده باشم و هم اون دختر بشه ملکه و مادر بچه هام ((: 

اینقدر هم پادشاه خوبی می شدم که مردم از دستم راضی باشن و برای سلامتیم همیشه دعا کنن :دی

این شما و این کاخ پادشاهی  : 

۲۳:۱۳

رضا امیرخانی


خوشحالی یعنی نویسنده محبوبت رو از نزدیک ببینی باش دست بدی، حرف بزنی ،عکس سلفی بگیری ، 

دم سفره افطار نزدیکش بشینی و خاطرات فوق العاده اش رو گوش بدی و وقت رفتن دستشو محکم فشار بدی 

و بهش بگی از دیدنت خیلی مفتخر شدم و اینو نه بر اساس تعارف و اینا بلکه از ته ته ِدل بگی !!!

رضا امیرخانی از اون چیزی که فکر می کردم دوست داشتنی تر بود .

 انسانی خیلی متواضع ،خاکی،خودمونی با ادبیاتی صمیمی و دوستانه .

 لحن حرف زدنش بیش از اندازه صمیمیه

 تو بیشتر جمله هاش یه شوخی و یه نکته طنز نهفته داره.

شخصیت کاریزماتیک امیرخانی با من کاری کرد که بعد از مدت ها از لاک تنهایی خودن بیرون اومدم 

و در یه جلسه ی فرهنگی نقد کتاب که انصافا خیلی هم پربار بود شرکت کردم. 

+تو جلسه یکی بهش گفت استاد ، گفت من استاد نیستم نویسنده ام :دی (لحنش خیلی خنده دار بود) 

۲۳:۱۲

بدشانسی

نوشته بود خوش شانسی یعنی روزه باشی حواست نباشه آب بخوری 

بدشانسی هم اینه که حواست نباشه روزه ای ساقه طلایی بخوری ، گیر کنه تو گلوت

 همون لحظه یادت بیفته روزه ای :)))) 

۲۰:۴۹

مهربانی

چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی...

۱۹:۴۲

هویجوری78

گیسوانت را به موجی روی دوش انداختی

هرچه گفتم فکر من کن، پشت گوش انداختی


با عبور دامنت از روبروی شهر گل

باغ را از چشم های گلفروش انداختی ...

۲۱:۳۸
Designed By Erfan