فانتزی سانسور شده :)))

مثلا این خونه ات باشه و آخر هفته ها یا بعضی روزها صبح های زود بری قزل آلا صید کنی تا بانو برای ناهار باهاشون 

قلیه ماهی درست کنه و قبل از رفتن به خونه بری از اون گل های زیبای بنفشه و لاوندر و ... که اون طرف رودخونه دراومده

و کم تر بشر دو پایی مسیرش به اونجا افتاده بچینی و باش یه دسته گل درست کنی

 که وقتی برمیگردی خونه بانو رو خوشحال کنی :))

دیگه بقیه اش رو که ماجراهای داخل خونه اس رو نمیشه تعریف کنم که،خصوصیه !!!

حرف های زن و شوهری رو که تو وبلاگ تعریف نمی کنن :دی 

والا... 

 

پ.ن: ریا نشه این هم موزیک مورد علاقمونه :))

 

۱۲:۵۸

رادیو بلاگی ها

قبل از اینکه بلاگفا توسط گروه تروریستی شیرازی با همکاری ایادی استکبار(کانادا) منهدم بشه و ملت 

غیور وبلاگ نویس آواره بشن ، گروه مخوف وبلاگ نویسی رو می شناختم که همگی وبلاگ های شاخی داشتن 

و هر کدوم برای خودشون هرکولی بودن تو وب نویسی تا...اینکه بعد از اون انفجار همگی مجبور به مهاجرت به سرزمینی

 به نام بیان و سکونت در شهر بلاگ شدن ، در این بین تعدادی از اون بلاگر های مخوف به سرکردگی شخصی

 با نام مستعار آقای بنفش در حرکتی متهورانه رادیویی راه انداختن تا صدای مستضعفان عالم رو به گوش مستکبران

 و ایادی اونها برسونن :دی 

در این حرکت جسورانه هر هفته تعدادی از دوستان وبلاگ نویس سوژه میشن و این سوژه شدن به قدری 

مفیوض کننده اس که زبان از بیانش لنگ میزنه :دی 

از همین تریبون از تمامی این دوستان مخوف وبلاگ نویس دست اندرکار این پروژه تشکر می کنم و

 به احترامشون این بیل بیلک وسط موسم رو می لغزونم (: 

۱۵:۴۹

هویجوری 88

بیش از این دیوانه هارا محو لبخندت نکن

گونه ات با این وجاهت،چال می خواهد چه کار...؟
۱۸:۳۸

یادگاری بنویسید.

نه از اینایی که پشت نیسان می نویسن ها یه چیز درست درمونی بنویسید ، 

الان نیام ببینم یکی نوشته : رفیق بی کلک مادر یا گشتم نبود نگرد نیست و... :دی 

والا... 



۱۳:۲۵

مساعدت می طلبیم .

از تمام دوستانی که ذوق شعری دارن دعوت می کنم که مصرع مورد نظرشون رو 

برای مصرع سوم رباعی زیر که جاش خالیه پیشنهاد بدن: 


ای کاش که مال من بودی تو 

یک عمر حلال من بودی تو

....................................

ای کاش که فال من بودی تو 

م.ح


پساپس از مشارکت شما تشکر می کنم . 

۲۱:۳۲

طب سنتی

یکی از مواهبی که خدا در زندگی به من داد آشنایی با طب سنتی بود از وقتی آشنا شدم (سال 85) تا همین الان 

کلی از مشکلات خودم و خانوادم رو با همین طب درمان کردم . 

امروز اما فهمیدم که حتی الفبای طب سنتی رو حتی نمی دونم و تمام چیزایی که تا الان یاد گرفتم سرابی بیش نبوده 

دیروز که کمرم گرفت و خونه نشینم کرد با این رفیق حکیم (طب سنتی ) تماس گرفتم گفتم : فلانی به دادم برس .

چند تا توصیه نسخه ای کرد و گفت اگه خوب نشدی میام خونه ردیفت می کنم . 

ی ساعت پیش اومد علاوه بر دوا درمونی که برام انجام داد ، کلی تعریف کرد . 

حرف هایی که ای کاش می تونستم ضبطشون کنم ، از اینکه چه مشقت هایی کشیده تا این چیزهایی که الان بلد 

رو یاد بگیره و چه افرادی رو دیده ، از حکیم جرجانی و... خیلی چیزایی که اینجا قابل بیان نیست....

روش درمانی که امروز برای درمان من به کار بود ترکیبی از 5 تا روش درمانی بود که مطمئنم اسم بعضیاشو 

اصلا نشنیدین : سوجوک، حجامت ، الکی ، بادکش درمانی و دلک ...

خوش به حال کسانی که واقعا طب بلدند و خوشا به حال اون کسی که با این علم قفل های بسته باز می کنند!!!

۱۷:۵۱

عید فرت

داشتم با داماد عمم حرف میزدم اومد بگه عید فطر گفت: عید فرت :))))))))


دیگه بقیه اش رو تعریف نمی کنم خودتون تصویر سازی کنید که چی شد (((((: 

۱۱:۴۳

عید فطر


عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت 

صد شکر که این آمد و صد شکر که آن رفت :دی 


عیدتون مبارک :) 

۲۲:۳۳

هویجوری ۸۷

پافشاری رو رویاهای شیرینت نکن 

عقل زایل می شود وقتی شراب از حد گذشت


عشق اگر عشق است پایانش همیشه وصل نیست

گاه باید ایستاد و گاه هم باید گذشت... 


نفیسه سادات موسوی

۱۱:۵۶

مار بوآ

حال خودتون رو بعد از خوردن افطاری در یک جمله بیان کنید:

اول خودم :

عینهو مار بوایی که یه گوساله رو قورت داده و به فکر هضمشه ولو  میشم رو مبل سه نفره جلو تی وی :)))


۲۲:۲۱
Designed By Erfan